آئورلیانو
دلم بی دلیل، عمیقا خواندن خواست، کتاب خواندن و فقط هم کتاب «مثل هیچکس»
این کتاب را استادم ترجمه کرده،
داستانی که به من معرفی کرده بود را با عشق خواندم، حالا باید جای من بودی تا میفهمیدی خواندن کتابی که جمله به جمله و کلمه به کلمه اش را کسی نوشته که دوستش داری و دلتنگش هم هستی، چه حس خاص و نابی است
گم میشوم توی سطرهای کتاب
صدای استادم را میشنوم، حتی چهره اش را میبینم و به خواندنم ادامه میدهم
موقع نوشتن تصورش میکنم، گم میشوم توی لغاتی که از بوی لطیف ذهنش را می دهند
و من آنچنان سرشار از دلتنگی و دوست داشتن میشوم که فکر میکنم باید کاری کرد
`سر می روم از خویش` و برایت مینویسم، تا دوباره به کتاب برگردم و غرق شوم در آن
»»» مثل هیچ کس
دلفین دوویگان
ترجمه صدف محسنی
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم دی ۱۳۹۵ ساعت 21:34 توسط بیدل...
|