دلم میخواد با یه دانای کل صحبت کنم
ازش نظرشو راجع به این زندگی فعلیم و زندگی خوابگاهی بپرسم، ازش در مورد آیندم بپرسم، ازش بپرسم چجوری میتونم حال خوبمو برگردونم؟
دلم یه آرامش بزرگ و یه دانایی و آگاهی عظیم میخواد
امروز اولین شنبه ای هست که کلاس تفسیرو نمیتونم برم و کاملا بهش نیاز دارم
حدس میزنم وقتی برم بیرون، تا شب که برگردم حالم خوبتر شده اما هنوز قفلم، جریان درونم مسدود شده انگار!
پی نوشت: کم کم دارم از تو بهت و شُک محیط جدید درمیام...
+ نوشته شده در شنبه سی ام شهریور ۱۳۹۸ ساعت 20:27 توسط بیدل...
|