بی شک جهان را به عشق کسی آفریده اند
دیشب دوباره دیدمش، بعد از 4سال
خودش اومده بود منو ببینه و من وقتی فهمیدم قراره بیاد، یه زلزله هفت ریشتری درونم رخ داد و خودم رو سرپا نگه داشتم و طوری رفتار کردم انگار حتی اون ادم رو خیلی هم نمیشناسم و به کارم ادامه دادم
یس خوندم و ته دلم رو با توکل قرص کردم
باهاش طبیعی و خوب برخورد کردم، مثل دوتا دوست قدیمی که بعد از سالها همو میبینن
و گفتم از دیدنت خوشحال شدم :)
مثل دوتا دوست خوب قدیمی، خداحافظی کردیم و جدا شدیم
و امروز کیک پختم، یکی از بهترین کیک های عمرم، به امید اینکه بیاد و کیک شکلاتی دوست داره :)
البته نیومد
میرم براش نقاشی بکشم، در حالی که میدونم حتی اون نقاشی رو نمیبینه هم هرگز
+ نوشته شده در جمعه دوازدهم دی ۱۳۹۹ ساعت 20:21 توسط بیدل...
|