از دیشب که تصمیم گرفتم همه نامه هایی که براش نوشتم رو جمع کنم، تا امشب همه پست های این 4،5 سال رو مرور کردم و اونهایی که نامه های سعید بودن یا در مورد اون بودن رو جدا کردم تا براش پرینت بگیرم و به شکل یه کتاب صحافیش کنم و تحویلش بدم

امروز رفتم براش چرم گرفتم و مدلش رو انتخاب کردم و سفارش دادم که براش کیف پول چرم بدوزن

دیروز براش پیکسل هری پاتر سفارش داده بودم و فردا باید برم دنبالش

ازش پرسیدم که براش پست کنم هدیش رو یا میاد بیرجند و گفت دست خودت باشه میام ازت می‌گیرم، 

دوست دارم توی فرصت مناسبی باشه تا بتونم براش کیک شکلاتی هم بپزم و گل هم بگیرم... 

و همش رو با نقاشیاش که خودم کشیدم بذارم تو یه باکس بزرگ و گنده و وقتی بازش می‌کنه جلوی خودم ببینمش!

وای من چقدر ذوق دارم برای هدیش....

ای کاش همه چیز به موقع آماده بشه و به موقع و به زودی بیاد و خیلی انتظار نکشم و انتظار اذیتم نکنه... 

فردا کتابچش رو هم آماده می‌کنم و میدم برای پرینت و بعد میدم صحافی....

امیدوارم همه چیز خوب پیش بره

گرچه جز خوبی و زیبایی، مقصدی نداره این مسیر صادقانه و زیبا و بی انتظار... 

برام دعا کنید...