در مورد سین به این نتیجه رسیدم که درست میگه، من انتخاب کردم این حس رو، انتخاب کردم دوستش داشته باشم، هر بار با دیدن احساسم نسبت بهش درون قلبم، با دیدن خودم که چقدر با این احساس زیباتر میشم، هر بار با دیدن بالهای پروازم، فکر میکردم نمیخوام این احساس از بین بره
اما این انتخاب تا کی جواب میده؟ چیکارش میشه کرد؟
دوست داشتن کسی که نمیخواد جایی تو زندگیم داشته باشه، دوست داشتن کسی که دوستم نداره، و حتی دوست خوبی هم نیست برام و نبوده، دیگه فایده ای ننداره
سعی میکنم آدم خوبی بشم، سعی میکنم واقعی تر و عمیق تر و اصیل تر زندگی بکنم
و امیدوارم که زندگی به زودی عشقی رو به من هدیه خواهد داد که لایقش هستم، عمیق، دو طرفه و محکم...
و احساس امنیت و دوست داشتنی بودن رو، در حضور این عشق و دوست داشتن و دوست داشته شدن احساس میکنم.
من لیاقتش رو دارم که مثل همه آدمها، عاشق کسی باشم که عاشقم هست....